![]() |
![]() |
|
|
چقدر خوب است که... بگذاريم بازي زندگي،خود به خود انجام شود. مي بينيم در بازي ها،شادي ها وجود دارد.بهتر است بدون دخالت،شاهد شادي ها باشيم. اصلا اهميت ندارد چه باشد؛ همه چيزذره اي مي تواند واقعيت داشته باشد. واقعيت را رها مي کنيم؛بدون وابستگي و دلبستگي. همه چيز اغلب بارها ناپديد مي شود و باز پديدار مي گردد. مي بينيم به راستي زندگي بازي است. کاهي در بازي ها احساس برندگي داريم. گاهي پيروزي ها مقطعي است و شکست ها زود گذر. کاري براي مانع شدن و يا از پيش بردن وجود ندارد. همه چيز خود به خود رخ مي دهد و هر لحظه همراه ماست. همه و همه براي اندوختن بر تجارب ماست. انها مثل هميشه زود گذر ند،روزانه اند. در جستجوي چيزي نباشيد؛ چه بسا مانع ايجاد مي کنيد،مانع ديدن آن مي شويد! اما دل را جست و جو کنيد! شما دل را جست و جو کنيد،شادي خود به خود رخ مي دهد! شادي انفجاري دروني است که همانا عشق است! |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دهم مهر 1385ساعت 20:48 توسط |
|
|
الهي توفيقم ده: كه بيش از طلب همدلی همدلی كنم.بیشاز آنكه مرا بفهمند ديگران را درك كنم. بيش از آنكه دوست بدارند دوست بدارم. زيرا درعطا كردن است كه مي ستانيم و در بخشيدن است كه بخشيده ميشويم و در مردن است كه حيات ابدي مي يابيم. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دوم مهر 1385ساعت 12:2 توسط |
|
|
نکته هايي از کتاب " نکته هاي کوچک براي زندگي بهتر " : بر طبق اعتقادات خود زندگي کن. خودت و ديگران را ببخش . سعي کن حداقل يک بار هم که شده روش خود را تغيير دهي.شجاع باشيد حتي اگر شجاع نيستيد به آن تظاهر کنيد ، کسي متوجه تفاوت آن نخواهد شد. هميشه لبخند بزن ، اين کار براي تو هزينه اي ندارد اما ارزش بينهايت دارد. وقت خود را بيهوده صرف کلاهبرداري نکنيد ، تجارت را ياد بگيريد . براي تدبير و جرات خود دعا کن نه براي مال و ثروت دنيا . پير شو اما از کارافتاده نشو . غصه ي اشتباهات گذشته را نخوريد ، از آن ها درس بگيريد و بگذريد.در ارتباط با افرادي که چيزي براي از دست دادن ندارند ، آگاهانه رفتار کن. به ياد داشته باش که برندگان کاري را انجام مي دهند که بازندگان نمي خواهندانجام دهند. فرصت ها را جستجو کن . جاي قايق در بندر امن است اما به مرور کف اش پوسيده مي شود . کلمه "فرصت" را جايگزين "مشکل" کن . هيچ وقت نگو وقت نداري . به تو همان مقدار زمان داده شده که به هلن کلر ، لئوناردو داوينچي وديگران داده شده است. |
|
+ نوشته شده در
شنبه یکم مهر 1385ساعت 19:0 توسط |
|
|
نيمه شعبان نيمه شعبان توشد پر پروانگيم بهانه زندگيم سند بندگيمكاش كه لبخند زني دل من بند زني داغ زني ماه دل آرام با نگاهت بانگاهت مي بري دل ميزني ره ميره منزل واي زهجران تو واي زهجرا ن تو واي زهجران............... |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه پانزدهم شهریور 1385ساعت 23:0 توسط |
|
|
مهدي جان منتظريم. اي ماه بيا كه راه را گم كرديم حتي سر چشمه هم تيمم كرديم. اي واي قرار بود آدم باشيم اما سر راه ميل گندم كرديم. فكره دل نا صبور ميكردي. كاش،تنگ است دلم ظهور مي كردي كاش بر پلكه سپيده پنجره گرد نشست. از كوچه ما عبورمي كردي كاش روز وشب پنجره ها مونسه نجواي تو اند. كوچه ها منتظرانه قد وبالاي تو اند. در وديوار درانديشه ياد تو اسير جاده ها ساكت وآرام پذيراي تو اند. باغ با زمزمه نام تو سبزاست هنوز سبزه ها خاك نشينانه قدمهاي تو اند. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه چهاردهم شهریور 1385ساعت 11:6 توسط |
|
|
زندگی زندگی یعنی چکیدن همچو شمع، از گرمی عشق زندگی یعنی لطافت، گم شدن در معنی عشق زندگی یعنی دویدن، بی امان در وادی عشق رفتن و آخر رسیدن، بر دَرِ آبادی عشق می توان هر لحظه هر جا عاشق و دلداده بودن پر غرور چون آبشاران، بودن اما ساده بودن می شود اندوه شب را از نگاه صبح فهمید یا به وقت ریزش اشک، شادی بگذشته را دید می توان در گریه ابر با خیال غنچه خوش بود زایش آینده را در هر خزانی دید و آزمود. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هشتم شهریور 1385ساعت 19:8 توسط |
|
|
علي شاهكارآفرينش اي علي اي شاهكار اوستاد آفرينش! اي جمالت جلوه گاه ذات پاك كبريايي! اي علي اي دست تودست تواناي الاهي! اي علي اي حكم عالمگير تو حكم خدايي. رزم را يكتا سواري فتح را تنها اميدي عدل را نيكو پناهي رحم راتنها نشاني شب نخفتي تا يتيم بي امان آرام گيرد گرسنه ماندي كه خوان بي نوا بي نان نماند. خون دل خوردي كه خون مردم بيجا نريزد. خون خود را ريختي تا ظلم را بنيان نماند. اي علي اي تكسوار پهنه دشت آفرينش! من چه گويم قطره وصف پهنه دريا كي تواند؟ گر بشر خوانم تورا ازگفته خود شرمگينم. ور خدا خوانم تو راا زانديشه خود بيمناكم. در تو ديدم جلوه ذات خدا را وين سخن حق است واز آن نيست نه شرمم نه باكم. چشم در راه تودارم اي شاه آزاد مردان! تا بتابي نوري از ملك ولايت در ضميرم. راه حق پويم اگر نور تو گردد راهبانم. فيض حق يابم اگر دست تو باشد دستگيرم. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه شانزدهم مرداد 1385ساعت 13:39 توسط |
|
|
پدر دوستت دارم به نام سخت کوشترين عاشق دنيا. به نام شمعي که سوخت تا من باشم.به نام پدر. به نام او که هرگاه به چشمانش نگاه مي کنم، خستگي، عشق و محبت از دوچشم پرحرارتش نثارم مي شود. اي پدر، اي پناه من، اي آنکه در تمام لحظه هاي زندگي من با من بودي و هستي. چگونه میتوان زحماتت را جبران کرد. چگونه مي توان ذره اي از درياي محبتت را پاسخ داد؟ چه روزها که تو خود را در خستگي کارغرق نمودي تا من بتوانم شاد باشم، بخندم؛ چه روزها که توبر مي گشتي و از چشمانت خستگي مي باريد و من بي توجه به تو، فقط به فکرخويش بودم و تو مهربانتراز هميشه پناه من مي شدی. اي پدردستان زحمتكشت را ميبوسم واي هستي من، وجودم به فداي توگردد. هميشه از خالق هستي مي خوا هم كه تورا برايم حفظ کند. پدرجان، اي کاش ميشد در پاي شمع وجودت همچون پروانه اي گشت و سوخت.اي كاش میشد..........
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه شانزدهم مرداد 1385ساعت 13:22 توسط |
|
|
لبخند کلید قلبهاست . لبخند يكي از روشهاي ابراز محبت به ديگران است وهمچون خورشيدي است كه بر لبان ما ميتابد وبه ديگران انرژي منتقل ميكند.پس لبخندهايمان رااز ديگران دريغ نكنيم. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دوازدهم مرداد 1385ساعت 22:31 توسط |
|
|
كاش كاش بخشي از زمان را وقف شاديهايمان كنيم. كاش وقتي آسمان بارانيست از زلال چشمهايش تر شويم. وقت پائيز از هجوم دست بادكاش مثل پونه ها پرپر شويم. كاش با رغبت پرستاري كنيم. از نگاه زرد گلهاي گلدانهاي ياس و به نگاه سرخشان عادت كنيم. كاش دلتنگ شقايقها شويم كاش شب وقتي كه تنها ميشويم باخداي ياس ها خلوت كنيم. كاش فاصله هاي ميان خويش رابا خطوط دوستي مبهم كنيم. كاش با چشمهايمان عهدي كنيم كه وقتي به دريا ميرويم دردهاي آبي را بشنويم. كاش با حرفي كه چندان سبز نيست قلبهاي نقره اي را نشكنيم. ما همه روزي از اينجا ميرويم ... كاشكاش اين پرواز را باور كنيم. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نهم مرداد 1385ساعت 20:59 توسط |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 |
|
RSS
|